سلام منم پیاله تولدم مبارک 
خوب امروز می خوام چکار کنم هرکی گفت ؟
اول خدارو شکر کنم بعدشم
منتظر نمیشم کسی بهم زنگ بزنه 
مردم گرفتارن شاید یادشون نباشه
خودم به هرکی دوستدارم زنگ میزنم
نه برای اینکه بگم تولدمه نه
چون دوستدارم امروز صداشونو بشنوم 
کی بود گفت تولد می گیری یا نه
مگه فضولی 
نه خوب شوخی می کنم اینم خوب یه سواله دیگه
در جواب باید بگم نه مگه بچه ام 
دیگه ۳۲ سالم شده کلی خانم شدم 
تازه کادوهم میدم 
خوب به چشماتونم خیلی میاد
کاری متفاوت از : پیاله
فقط واسه تو ساختمش امیدوارم خوشت بیاد
اینو جمعی گفتم 
خوب دیگه چی
راستی اینجا رو ۳ روزه درست کردم کاملش اینجاست :
دیدار
ملاقات با عزیزی، امروز
دیدار با عزیزی، امروز
امروز با عزیزی دیدار کردم
دشمن نبود، امروز با دوستی ملاقات کردم
غریبه، غریبه نبود آشنا بود
امروز با عزیزِ آشنایی دیدار کردم
امروز با خود دیدار کردم
امروز با خود ملاقات کردم
امروز با عزیزی دیدار کردم
بعد از قرنها امروز پرچم سفید را هوا کردم
امروز با عزیزی صفا کردم
بعد از قرنها به او وفا کردم
انگار که دشمن بودم قرنها به او جفا کردم
امروز به عزیزی وفا کردم
امروز روحم را صدا کردم
حسابی با دلم حالُ احوال کردم
امروز چون غنچه ای شکوفتم
براقی چشمانم را در آیینه دلم یافتم
امروز با قرمزی ِ لبهایم نه ، بلکه
با قرمزی خون رگهایم ملاقات کردم
امروز با ذراتِ ذراتِ وجودم دیدار کردم
امروز بعد از قرنها پرچم سفید را هوا کردم
امروز با ذرات وجودم خدا را صدا کردم
امروز با هستی یم ملاقات کردم
امروز با هستی یم با هستی ملاقات کردم
امروز در دریای رگهایم شنا کردم
تا نهایت با روحم پرواز کردم
امروز با عزیزی دیدار کردم
دیدار سروده شده توسط پیاله در تاریخ :
یکشنبه ۱ صبح ۰۶/۰۲/۲۶
تقدیم به : خدا ، خودم و خودتون 