
به اذن رب
مستِ برگشتم
باز سرشارم ، باز مستم
باز از عطر وجودش سرمستم
باز انگار در امر او هستم
رام و اهلی ، خود ، در دام او جستم
باز انگار، هستم ، جاهلم ُ نادان
چه باک ، عاشقم ُ دل به کرم او بستم
از هفت رنگ دنیا ، رنگ بربستم
با رنگ ِ بی رنگش ، عهد ِ بی رنگی بستم
باز عاشقم باز مستم
باز با او بر سر سفره ی عشقش نشستم
باز امروز به اذنش ، خوبی می کارم ُ فردا برمی چینم
بذر توکل می کارم ُ فردا، در باغ رحمتش ، رحمت می چینم
باز سرمستم ، باز با او درجهان ِ دیگری هستم
باز در هر لحظه او را می بینم
باز در هر جمله او را می خوانم
باز در هر جسم او را می یابم
باز در هر گل او را می بویم
باز دنیا را باغ رحمتش می بینم
باز ازهر گل حکمتی می چینم
شکر که به آغوشش برگشتم ، باز زیر سایه ی رحمتش نشستم
بر سر تاجی از حضورِ او
بر دل نوری از عبورِ او
مستِ مست ، مگر، باز هوشیار ِ هوشیار در حضورِ او
باز سرشارم ، باز سرمستم
باز از جهانم ُ در جهان ِ دیگری هستم
باز سرشارم ، سرمستم ، باز در جهانم ُ از جهان ِ دیگری هستم
باز سرشارم سرمستم ، باز در جهان ِ دیگری هستم
تقدیم با عشق، به: خالق عشق: عشق
شعر: مستِ برگشتم سروده شده توسط پیاله در تاریخ :
07/12/06 پنج شنبه 8 صبح