تبليغاتX
لمس

جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس

 

 

بسیار زیادند افرادی که علاقه ای  بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است).

 

گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید ( کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود .

 

سوال اول  من از شما این است:

 

(( آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟ ))

 

احتمالا می گویی: بله

 

اما من می گویم: شاید نه!

 

 

 

چیکار باید بکنی ... ؟

 

1- باید جفت روحی  واقعی خود را پیدا کنی ...

 

2- با قانون جذب و توکل بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری.

 

 

جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس

 

 

جفت روحی شما کیست؟

 

جفت روحی شما بزرگترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور ...  و عشق شما روز به روز بیشتر می شود...

 

 

چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟

 

به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود.

 

ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی  به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند.

 

می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد؟  بله  هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و  یک نفر جفت روحی شماست

 

تصور کنید:  انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این  میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%.

 

حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب .  ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید.

 

حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم :

 

کسی هست که او را دوست داری ...

 

این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد.

 

شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟

 اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی.

 

اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید.

 

 چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه  خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند.

 

خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد.

 

خود آگاه  شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و  سر کار شما ؛ خود آگاه تان  جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد. اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود.

 

فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند.

 

اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید...

 

اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد ... باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند!

 

 

 
لمس - لمس
 

لمس

جفت روحی - بخش دیگر - نیمه ی گم شده - لمس
  
 تصویری از نماد جفت روحی ( نیمه ی گم شده یا بخش دیگر ) 
 
 
یین و یانگ.

چینی ها در واقع هستی رو متشکل از دو قطب می دانند :

قطب مثبت و قطب منفی 

قطب سرد و قطب گرم 

زن و مرد

شب و روز 

نرمی و سفتی 

تابستان و زمستان

و ...

این ها رو میگن یین و یانگ.

 در این تقسیم بندی : 

 یین: زنه ، ینگ: مرد 

یین: سیاهه، ینگ: سفید 

یین: تاریکه ، ینگ: روشنه 

یین: سکون و عدم تحرکه ،  ینگ: حرکت و جنب و جوشه 

یین: انقباضه ، ینگ: انبساطه 

یین: نرمه ، ینگ: سخت 

یین: مایعاته ، ینگ: جامدات

یین: زمستونه ، ینگ: تابستون 

 یین: سرماست ، ینگ: گرما

یین: شماله ، ینگ: جنوبه 

یین: خوابه ، ینگ: بیداری

و ...

خب این ها هر کدوم وجودشون به دیگری بسته است و همدیگر رو کامل می کنند.

نیمه ی گم شده یا همان جفت روحی هم؛ بخش دیگر و کامل کننده ی روح ماست .

وقتی در کنار جفت روحی خود باشید بدون نزدیکی جسم ها؛ روح ها با هم در می آمیزند ...

و در این حالت نماد های دیگر یینگ و یانگ  اطراف ما هم؛  در هم می آمیزند ...

مثلا در این حالت :

 ینگ :  حرکت و جنب و جوش

به

یین: سکون و عدم تحرک

می رسد ...

و در هم؛ در می آمیزند.

و دو عاشق ( عاشق واقعی ـ جفت روحی ):

 نه سکوت را احساس می کنند نه حرکت و جنب و جوش اطراف را ...

در این مورد کلی میشه نوشت

انشاالله که همه نصیبشون بشه

برای مطالعه ی بیشتر در مورد یین و یانگ اینجا کلیک کنید . 

 در صورت تمایل به مطالعه ی بیشتر در مورد بخش دیگر ( نیمه ی گم شده ) اینجا کلیک کنید .

    خدا رو شکر

 
+ نوشته شده توسط پیاله در Mon 25 Feb 2008 و ساعت 11:10 PM |

 و ...و ...و ...و ... 

 

                                               

                                                 زندگی انسان مقدس است

                                          و جان انسان دارای قداست می باشد.              

                                        انسان یکی از مخلوقات خداوندگار است

                        و هر زندگی برای خود هدفی دارد  و دارای سرنوشتی است.

 

 

 برعهده ما  نیست که انتخابهای دیگران را قضاوت کنیم. ما میتوانیم برای آنها یک حامی باشیم  و نه یک کنترل کننده و آنها  با تصمیماتی که می گیرند و انتخاب هایی که می کنند رشد می یابند.

 

هر زندگی داستانی را در کتاب بزرگ زندگی رقم می زند و می نگارد ، کتابی که هرگز تمام نمی شود.

 

زندگی دیگران را طوری ببینید که انگار دارند فصل خود را خلق کرده و در کتاب می نویسند زیرا حقیقتاٌ  آنها مشغول به اینکار هستند و همانطور که دیگران فصل را می خوانند می توانند از آن بیاموزند و رشد کنند. 

هر تار و پود مسیر خودش را در زندگی می بافد و طی می کند.

 

این برعهده ماست ، فرد فرد ما ، که تصمیم بگیریم چه زمانی رنگ بیشتری به  رنگ  تار و پود زندگیمان اضافه کنیم و آن را درخشانتر نماییم.

 

ما اربابان سازنده ی قصه ی سرنوشت خود هستیم. برخی قصه گوی بهتری هستند و می دانند که چه موقع باید تغییر کنند...

 

بنشینید و دیگران را طوری تماشا کنید که انگار دارید کتاب قصه ای را که روبروی شما باز شده است ، می خوانید.  و همانطور که هنگام خواندن کتابی ، پایان آن را نمی دانید ولی  واقفید که نویسنده کتاب، سرنوشت و موضوعات آن  را انتخاب کرده است... پس برای دیگران در حد یک حامی باشید ...

 

این داستان زندگی شماست ، پس مراقب انتخاب های خود باشید. مراقب باشید که چه انتخابی می کنید و چگونه صفحات کتاب زندگی یتان را پر می نمایید.

 

 

لمس - لمس

لمس

 

ای عزیزترین فرزندان پدرم خداوند :

دلهای شما به منظور لبریز شدن از نگرانی ، شرمساری یا احساس گناه خلق نشده اند. دلهای شما آفریده شده اند تا حامل عشق و  سرور و خوشی باشند.

 

اگر زندگی شما عاری از خوشی است ، دیگر زمان آن فرا رسیده است تا نگرانی ، غم و اندوه و اشکها را از دل خود بزدایید .

 

زندگی در اختیار شماست و شما انتخاب می کنید که آن را با چه چیزی پر نمایید.

آن چیزهایی که با چشمان خود می بینید و آنچه که در ذهن خود  به آن فکر می کنید، در هر روز از زندگی ، و در هر لحظه که می گذرد جام قلب شما را پر می کنند. پس خوب ببینید و خوب به اندیشید.

 

 و شروع کنید به افزودن شادمانی ها و خرسندی های هرچند کوچک به این پیاله ، هرچه که در این جام؛ خاطرات لحظات شاد بیشتری جمع گردد، در آخر وقتی که پیاله از لحظات شادمان لبریز می گردد... زندگی کاملاٌ دگرگون خواهد گشت...   

 

 و ...

                             جام خود را با درایت و پیاله ی دیگری را با حمایت پر کن ...

                                    بسلامتی و نوش جان، گوارای وجود.

 

+ نوشته شده توسط پیاله در Sun 24 Feb 2008 و ساعت 5:53 AM |

چگونه می توانم تغييری بزرگ در سرنوشتم ايجاد كنم - لمس

چگونه می توانم تغييری بزرگ در سرنوشتم ايجاد كنم - لمس

چگونه می توانم تغييری بزرگ در سرنوشتم ايجاد كنم - لمس

 

 

 

پسری جوان از شهری دور به دهكده شيوانا آمد و به محض ورود به دهكده بلافاصله سراغ مدرسه شيوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمين مودبانه نشست و گفت: ( از راهی دور به دنبال يافتن جوابی چندين ماه است كه راه می روم و همه گفته اند كه جواب من نزد شماست! تو كه در اين ديار استاد بزرگی هستی برايم بگو: چگونه می توانم تغييری بزرگ در سرنوشتم ايجاد كنم كه فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدينم نصيبم نشود؟ )

 

شيوانا نگاهی به تن خسته و رنجور جوان انداخت و با تبسم گفت: ( جوابت را زمانی خواهم داد كه آرام بگيری و گرد و خاک جاده را از تن خود پاک كنی. برو استراحت كن و فردا صبح زود نزد من آی . )

 

روز بعد شيوانا پسر جوان را از خواب بيدار كرد و همراه چند تن از شاگردانش به سوی رودخانه ای بزرگ در چند فرسنگی دهكده به راه افتاد. نزديک رودخانه كه رسيدند شيوانا خطاب به پسر جوان و شاگردانش گفت: ( تكليف امروز شما اين است: از اين رودخانه عبور كنيد و از آن سوی رودخانه تكه ای كوچک از سنگ های سياه كنار صخره برايم باوريد. حركت كنيد!)

 

پسر جوان مات و مبهوت به شاگردان شيوانا خيره ماند و ديد كه هر كدام از آنها برای رفتن به آن سوی رودخانه يک روش را انتخاب كردند. بعضی خود را بی پروا به آب زدند و شنا كنان و به سختی خود را به آن سوی رودخانه رساندند. بعضی با همكاری يكديگر با چوب های درختان اطراف رودخانه كلک كوچكی درست كردند و خود را به جريان آب رودخانه سپردند تا از آن سوی رودخانه سر در آورند. بعضی از گروه جدا شدند تا در بالادست در محلی كه عرض رودخانه كمتر بود از آن عبور كنند.

 

پسر جوان به سوی شيوانا برگشت و گفت: ( اين ديگر چه تكليف مسخره ای است اگر واقعا لازم است بچه ها آن سمت رودخانه بروند، خوب برای اين كار پلی بسازيد و به بچه ها بگوييد از آن پل عبور كنند و بروند آن سمت برايتان سنگ بياورند )

 

شيوانا تبسمی كرد و گفت: ( نكته همين جاست خودت بايد پل خودت را بسازی روی اين رودخانه دهها پل است. اين جا كه ما ايستاده ايم پلی نيست! اما تكليف امروز برای اين است كه ياد بگيری در زندگی بايد برای عبور از رودخانه های خروشان سر راهت؛ بيشتر مواقع مجبور می شوی خودت پل خودت را بسازی و روی آن قدم بزنی .

 

 تو اين همه راه آمدی تا جواب سوالی را پيدا كنی و من اكنون می گويم كه جواب تو همين يک جمله است: اگر می خواهی چون بقيه گرفتار جريان خروشان رودخانه های سر راهت نشوی، دچار فقر و فلاكت نشوی و زندگی سعادتمندی پيدا كنی، بايد يک بار برای هميشه به خودت بگويی كه از اين به بعد پل های زندگی خودم را خودم خواهم ساخت و بلافاصله از جا برخيزی و به طور دايم و مستمر و در هر لحظه در حال ساختن پلی برای قدم گذاشتن روی آن و عبور از رودخانه باشی. منتظر ديگران ماندن دردی از تو دوا نمی كند. پل من به درد تو نمی خورد.

 پل خودت را بايد خودت بسازی)

 
 

لمس - لمس

لمس

 

  برای من خواندن اینکه شن ساحلها نرم است کافی نیست

 

           می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند

 

        معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد برای من بیهوده است.  

  

+ نوشته شده توسط پیاله در Wed 20 Feb 2008 و ساعت 10:27 AM |