تبليغاتX
لمس

 

پیاله و ملودی - لمس

پیاله و ملودی - لمس

 

هستیم فدای هستی ات

می دونی خیلی عزیزی ؟

پیاله و ملودی

تو همونی که بودنش آرزومه

تو  یه دریا که ساحل بودنش آرزومه

آرزومه با تو بودن

توی خوابام  تو خیالام آرزومه

قوی سفید باغ ملکوتی  اگه هستی چرا اینقدر در سکوتی

پیاله و ملودی - لمس

سروده شده توسط پیاله در تاریخ : 06/11/20 دوشنبه ساعت : 20/1 صبح


پیاله و ملودی - لمس

انتظار 

دلت از جنس چیه ؟ دل شکستن چه آسونه برات

می دونی دیونم   میگی بذار اذیتش کنم    دیونه که دیونه نمی شه

می دونی صبرم زیاده  میگی خیالی نیست   اونکه بی تاب نمی شه

می دونی می بخشم آسون  میگی بذار زجرش بدم   اونکه خسته نمی شه

می دونی برات میمیرم  میگی بذار جونشو بگیرم   اونکه بهرحال واسم میمیره

می دونی قاتل جونی ؟

می دونی نامهربونی ؟

می دونی اینا از تهِ دلم نیست ؟

می دونی دل تو دلم نیست ؟

واسه شنیدن صدای یوسف 

  صبر ایوبم   واسم زیاد نیست

 

اشتیاق ِ تو  مثل خون  تو جونمه

روحم، طپش قلبم، نفسام  همه از حس بودن تو فرمون می بره

آره تقصیر تو نیست  تو حق داری  این از منه

اشتیاق من به تو   واسه شنیدن صدات  صبر ایوبم واسم کمه 

 

سروده شده توسط پیاله در تاریخ : 06/12/20 چهار شنبه ساعت : 20/1 ظهر


پیاله و ملودی - لمس - نیمه ی گمشده ی من

کی میگه 

وقتی تو به دنیا آمدی 

 عشق به دنیا آمد

 

وقتی تو خندیدی 

 گلها شکوفا شد

 

وقتی تو نگاه کردی

  احساس معنا شد

 

کی میگه خدا یه بار اومد؟

 با اومدن تو  بازم اومد

 

کی میگه دنیا وفا نداره ؟ 

 با بودن تو بی وفایی معنا نداره

 

کی میگه دنیا صفا نداره ؟ 

 با بودن تو   از صفا کم نمی یاره

 

وقتی بدنیا آمدی 

 عشق بدنیا آمد

 

کی میگه خدا یه بار اومد ؟

با اومدن تو   اون بازم اومد...

پیاله و ملودی - لمس

سروده شده توسط پیاله در تاریخ : 06/12/27 چهار شنبه ساعت : 1 صبح


پیاله و ملودی - لمس

احساس 

مرگ خواهش هاست اگر

احساس زنده است تا ابد

 

تعهد زندان است اگر

دل آزاد است تا ابد

 

روح مدهوش ست   ذهن ساکن 

  احساس  رهاست  تا ابد

 

آزادی خیالست  اگر 

  احساس آزادست تا ابد

 

مرگ مهمانست اگر

احساس زنده ست تا ابد

 

عطر عشق اگر هوای دل را عطر آگین می کند

بعد از مرگ ِ دل  این عطر ماندگارست  تا ابد

 

مرگ خواهش هاست  اگر

عشق زنده است  تا ابد

 

حسرت ِ اینقدر ... مرگ حسرتهاست اگر

آسمان و زمین شاهد است تا ابد

 

تمنا را به صلیب کشیدیم  اگر

میلاد نور   طغیان عشق است   تا ابد

 

Love Never Ends

 

پیاله و ملودی - لمس

سروده شده توسط پیاله در تاریخ : 06/08/24 پنج شنبه ساعت : 55/11 ظهر

 

پیاله و ملودی - لمس


لمس - لمس

متن زیر ترجمه ی این یوتوب می باشد
لمس 
 
 
 ما ایـــــن لحظه اینجا ایم
 
 نمی دونم فردا کجا
 
 ما بهم برسیم یاااااااااا هیچــــــــوقت  نرسیـــــــــم
  
ما توی این دنیا باشیم  یااااا دیگه نباشیـــم
 
 می مونه سال هاااااااا  اینجا 
 
داستان این عشــــــــــق
 
می شنوند صده هااااا اونو
 
 این زمیـــــــــــنُ این آسمــــــــان
 

 

+ نوشته شده توسط پیاله در Tue 11 Mar 2008 و ساعت 9:8 AM |

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

زندگی رو فقط در همچین لحظاتی میشه حس کرد.

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

راستی این بچه ها در آینده چه فرقی با بچه های ما خواهند داشت ؟ هیچ فکر کردید ؟ !

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

وااااااااااااااای تو می تونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

نظرتون در مورد این پدر چیه ؟ دیونه ؟ یا عاقل ؟

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــی - لمس

آاااااااااااااخــــــــــرشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

 

لمس - لمس

لمسبا تشکر از سامی ( دوست عزیزم محمود سام ) که این عکس های فوق العاده را برای من ایمیل کردند.

 
 
 
+ نوشته شده توسط پیاله در Sat 8 Mar 2008 و ساعت 8:59 AM |

Jodha Akbar _ لمس

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام من بازم رفتم سینما

خب دلم نیومد تعریفش رو ندم

چون دفعه آخرم که رفتم واستتون تعریف کردم

اره اون دفعه یه فیلم هندی بود به نام :

Om Shanti Om

که اگه دوستداشته باشید می تونید اون پست رو توی فهرست موضوعی پیدا کنید

ولی خب این دفعه چـــی دیـــدم ؟

خب معلومه دیگه بازم یه فیلم هندی دیگه

این بار یه فیلم تاریخی بسیار زیبا

Jodha Akbar

داستان زندگی جلال الدین محمد اکبر و جودا همسر هندو ی ایشان

و حالا یه کوچولو در مورد ایشون :

Jodha Akbar _ لمسJodha Akbar _ لمس 

اکبر شاه یا جلال الدین محمد اکبر (متولد ۱۵ اکتبر ۱۵۴۲؛ درگذشت: ۱۲ اکتبر ۱۶۰۵ در سند.)، فرزند همایون و امپراتور مغولی هند بود که بین سالهای ۱۵۵۶ و ۱۶۰۵ فرمانروایی می‌کرد. او در کنار آشوکا یکی از پرتأثیرترین پادشاهان در تاریخ هند بود.

اکبر در سیزده سالگی به حکومت رسید. در زمان او ادبیات و هنر به اوج شکوفایی خودش رسیده بود. از مهم‌ترین آثار وی نیز می‌توان اکبر نامه را نام برد که به زبان فارسی (زبان درباری گورکانیان هند) نوشته شده است.

اکبر سعی به توافق رساندن بین ادیان مختلف رایج در هند کرد . او همیچنین دین جدیدی به نام دین الهی را رواج داد که آمیزه‌ای از ادیان هندویسم، اسلام، مسیحیت و حتی زرتشتی به شمار می‌رفت.

 خب با همین مقدار تعریف می تونید حدس بزنید که این فیلم چرا اینقدر به دل من نشست

غیر از بازی خوب هنرپیشه گان ( اش و ریتیک )  و داستان زیبا (واقعی مربوط به قرن 16) ؛ این فیلم از فضایی روحانی و عاشقانه نیز برخوردار بود ...

 و تفاوت عشق های قدیمی و عشق های ماشینی امروز را خوب نشان می داد

راستی در این فیلم چندین بار پرچم شیر و خورشید به نمایش گذاشته شد و درضمن در قسمتی از این فیلم ریتیک جان یکی دو جمله هم فارسی صحبت کردن که خیلی هم با مزه بود.

( حتما مادر زنشون که خارج از فیلم ایرانی هستن کلی هم قربون صدقه شون رفتن  )

در میان آهنگ های این فیلم؛ آهنگی با سبک رقص و شعر و حالتی از سماع صوفی توجه من رو به خود جلب کرد ... و دوباره دریافتی ...

Jodha Akbar _ لمس

در این قسمت از فیلم؛ یک گروه صوفی  در دربار آهنگی رو اجرا می کردن که اون آهنگ و رقص و فضای عرفانی؛ باعث شد که جلال الدین محمد اکبر هم اون روح الهی رو دریافت کنن و به میان رقصندگان برن و در سماع صوفی شرکت کنن ... کاری که از یک پادشاه ... بهتره که خودتون ببینید ...

ولی قبل از اون اتفاقی که ( شاید اتفاق کلمه ی درستی نباشه ) منم در اون لحظه اون احساس رو داشتم ( حضور روح الهی ) ولی چی شد که اون بچه ... خیلی جالب بود ، درست در همون لحظه ای که جلال الدین بلند شد و در سماع صوفی شرکت کرد ... پسر بچه ای حدوداً 3 ساله ردیف جلوی من همراه خانواده اش نشسته بود که اونم دقیقا در همون لحظه بلند شد و دقیقا همان حالات و رقص سماع صوفی ... شاید باور نکنید... و برای منکه این صحنه واقعاً تأثیر گذار بود... 

با اینکه این فیلم آهنگ های شادتری داشت و این آهنگ جوری نبود که یه بچه بخواد... و واقعا حضور روح الهی رو درش احساس کردم ...   

میدونید که بچه ها مقدسن و مسیح فرمود تا مثل کودکان نشوید وارد ملکوت خداوند نمی شوید .

خب نمی دونم که این صحنه اونقدر که روی من تأثیر گذاشت ؛ روی دیگرانم ... فقط یه چیزی رو میدونم اونم اینکه خدا از این طریق می خواست چیزی رو بهم بگه ... مگرنه یه بچه ی 3  ساله اونم درست ردیف قبلی من و دقیقا با اون آهنگ و دقیقا همون رقص حتی حالت بخصوص دست ها !  و واقعا حضور روح الهی رو درش احساس کردم ...   

خب اون می خواست چیزی رو بهم بگه...  اینو :

(( راستی چند نفر توی اون سینما بود که اون حالت رو داشتن ولی ... ؟

خب چه اشکالی داره ؟ چرا هر چقدر آدما بزرگتر میشن جلوی این احساسات پاکشون رو می گیرن ؟ ( البته می دونم که آموزش های: خانواده ، جامعه ، فرهنگ و اعتقادات مذهبی ( که بعضی هاشون ... ) ) ...

دوباره می پرسم : خب چه اشکالی داره ؟ 

 چرا هر چقدر آدما بزرگتر میشن جلوی این احساسات پاکشون رو می گیرن ؟

چیه ؟ می ترسن که بقیه بهشون بگن که دیونه اس ؟ بگذریم   ولی خب قابل گذشتنم نیست... بهتره بهش فکر کنیم ...

 البته فکر درست نیست بهتره بگم روش مراقبه و مکاشفه کنیم ... )) ( یعنی تمام جسم و روح و ذهن و قلب خود را به خدا سپرده و در سکوت و آرامش ؛ از او بپرسیم و به ندای درونمون گوش جان بسپاریم . ) مسیح فرمود: بپرسید تا به شما گفته شود . در بزنید تا برای شما باز شود . بطلبید تا به شما داده شود.  

قربونتون برم . پیاله

Jodha Akbar - لمسJodha Akbar _ لمس




Jodha Akbar _ لمس

 
Jodha Akbar _ لمس
 

Jodha Akbar _ لمس


Jodha Akbar _ لمس
 

Jodha Akbar _ لمس
 

Jodha Akbar _ لمس
 
 
Jodha Akbar _ لمس
 
 

لمس - لمس
لمس

 
+ نوشته شده توسط پیاله در Wed 5 Mar 2008 و ساعت 10:19 AM |