تبليغاتX
لمس

یادها و خاطرات . ( صوتی  ) لمس یادها و خاطرات . ( صوتی  ) لمس یادها و خاطرات . ( صوتی  ) لمس

 

 روی لینکها کلیک کنید و حالشو ببرید

Titrazhe barname khodrsalan shabake 2.wma 

Hadi Hoda.wma

Hana dokhtari dar mazra'e

Nell

Oshin.wma

Jazireye Nashenakhte - long intro.wma

Khale Ankaboot (+ khooneye madar bozorge, hadi hoda).wma

khaneye sabz - ending.wma

 khaneye sabz - openning.wma

Khale Ghoorbaghe.wma

 خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره

 خونه ی مادر بزرگه شادیُ غصه داره

خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره 

 خونه ی مادر بزرگه گیاهُ سبزه داره  

کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره

 دشتاش پر از بوی گل اینجا همش بهاره

دل وقتی مهربونه شادی میاد میمونه

 خوشبختی از رو دیوار سر می کشه تو خونه  

 

Khooneye Madar Bozorge - Intro.wma

Khooneye Madar Bozorge - ending.wma

Khooneye Madar Bozorge - middle.wma

khone_madarbozorge (Techno).WMA

    یادها و خاطرات . ( صوتی  ) لمس       یادها و خاطرات . ( صوتی  ) لمس                                          Kolaah Ghermezi.wav

ali_kocholoo.wma

Miti Koman - Jomleye Ma'roof .wma

mo'avene kalantar intro.wma

mo'avene kalantar ending.wma

robin repeating theme.wma

Tom & Jerry.wma

golnar - golnar mesle goli bood.wma

golnar - 98 ta bache.wma

خب بازم کودک درونم فعال شد 

      ولی خب کمی مستی هم خوبه
 

                   تقدیم به کودک درونم و کودک درونتان

 

لمس - لمس

لمس اینم علی مردان خان . کامل



 
+ نوشته شده توسط پیاله در Fri 18 Apr 2008 و ساعت 2:27 PM |

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس 

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمسمعرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس

 

زندگی در روشنایی 

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس

راهنمایی برای دگرگونی خود

و

 جهان اطراف مان

نوشته: شاکتی گاوین

ترجمه: مژگان بانو مؤمنی
ناشر: روزبهان

عنوان اصلی:

 Living in the light: a guide to personal and planetary transformation


تعداد صفحات: 192

درباره کتاب:

زندگی در روشنایی راه نوین زیستن را به ما می نمایاند:

کانال شدن برای نیروی خلاق هستی.

اصل، فراگیری شنیدن شهود ( حس درون ) و دایماً عمل کردن برمبنای آن و حتی خطر کردن و رفتن در جهت خلاف الگوها، باورها و نگرش های کهن است؛ و حاصل آن، رضایت خاطر، خلاقیت و نیز دگرگونی دنیای ماست.


شاگتی گاوین، نویسنده کتاب تجسم خلاق به تمام کسانی که می خواهند حس درون را پرورش دهند و آن را دنبال کنند را استفاده از توانایی های خلاق را به بهترین نحو می آموزد.


این یک کتاب خودیاری معمولی نیست. شاکتی گاوین بعضی از نگرش ها و باورهای اصلی مان را در مورد خود و دنیای اطرفمان مورد سؤال قرار می دهد و چشم انداز منحصر بفرد جامعی از آنچه هستیم و آنچه توانایی بودنش را داریم فراروی ما می گشاید.

فهرست مطالب:


بخش یک:

مقدمه
فصل اول: شیوه نوین زندگی
فصل دوم: قدرت برتر درون ما
فصل سوم: شهود
فصل چهارم: خود یک مجرای خلاق شوید
فصل پنجم: جهان همچون یک آیینه
فصل ششم: جسم و جان
فصل هفتم: مذکر و مؤنث درون
فصل هشتم: زن و مرد
فصل نهم: شرق و غرب: مبارزه ای جدید


بخش دوم:

 زندگی کردن با ضوابط اخلاقی


فصل دهم: اعتماد به شهود (ندای درون)
فصل یازدهم: احساسها
فصل دوازدهم: دیکتاتور و یاغی
فصل سیزدهم: قربانی و ناجی
فصل چهاردهم: متعادل شدن
فصل پانزدهم: روابط
فصل شانزدهم: فرزندان ما
فصل هفدهم: کار و تفریح
فصل هیجدهم: جنسیت و عشق
فصل نوزدهم: ثروت
فصل بیستم: سلامتی
فصل بیست ویکم: جسم کامل شما
فصل بیست و دوم: زندگی و مرگ
فصل بیست و سوم: دگرگونی دنیا


کیمیاگر

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس

 

نوشته: پائولو کوئیلو

ترجمه: ناهید ایران نژاد
ناشر: روزبهان

عنوان اصلی: Alquimista

درباره کتاب:

پائولو کوئولو یکی از پرطرف دارترین نویسندگان آمریکای لاتین است. چهار کتاب او که اولین آن ها کیمیاگر است، جوایز بزرگی را دریافت کرده است. کار او با کار هیچ نویسنده ای قابل قیاس نیست.
پائولو کوئولو به شما الهام می بخشد تا جهان را با چشمان خود، نه دیگران ببینید و رؤیای خویش را درک کنید.

هر چند دهه یک بار کتابی نوشته می شود که زندگی خوانندگانش را برای همیشه دگرگون می سازد. کیمیاگر یکی از آن ها است که در سراسر جهان مورد ستایش قرار گرفته و تا به حال بیش از یک و نیم میلیون نسخه فروش داشته است.

کیفیت سحرانگیزی که در ماجراهای عجیب سانتیاگو قهرمان کیمیاگر وجو دارد، نه تنها خود او بلکه دیگران را هم که خواننده ی این کتاب هستند به شناخت و به رسیدن هدف های درونی نزدیک تر می کند.

وقتی‌ کسی‌ به‌ راستی‌ چیزی‌ را بخواهد، تمامی‌ کیهان‌ همدست‌ می‌شود تا او رو‌یایش‌ را تحقق‌ بخشد.

این رمان شگفت انگیز پائولو کوئلیو، میلیون ها خواننده را در سراسر جهان به شعف آورده است.

این داستان که در سادگی و حکمتش خیره کننده است، درباره ی چوپانی اندلسی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اسپانیا رها می کند و به شمال افریقا می رود تا گنجی را مدفون در حوالی اهرام بیابد. در این راه، با زنی کولی، مردی که خودش را پادشاه می داند، و یک کیمیاگر آشنا می شود. همه ی این افراد، سانتیاگو را در مسیر جستجویش هدایت می کنند.

 هیچ کس نمی داند این گنج چیست و آیا سانتیاگو می تواند بر موانع راهش در صحرا غلبه کند؟ اما چیزی که در آغاز ماجراجویی کودکانی به نظر می رسید، سرانجام به جستجوی گنجی مبدل می شود که فقط در درون می توان آن را یافت...

قسمت هایی از قسمتهای جالب این کتاب رو گلچین کردم که می تونید روی این لینک کلیک کنید و مطالعه نمایید.

http://piyaleh.blogfa.com/cat-21.aspx


بریدا

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس
 


 

نوشته: پائولو کوئیلو

ترجمه: بهرام جعفری، آرش حجازی
ناشر: کاروان

تعداد صفحات: 320

درباره کتاب:

( جوهره آفرینش مفرد است. واین جوهره، عشق نام دارد. عشق نیرویی است که ما را بار دیگر به یک دیگر می پیوندد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و در مکان های متعدد جهان پراکنده شده است، باردیگر متراکم کند. عشق یگانه پل میان جهان نا مرئی و جهان مرئی است که همه آدمیان آن را می شناسند. یگانه زبان موثر برای ترجمه درس هایی است که کیهان هر روز به آدمیان می آموزد.)

پیمودن جاده سانتیاگو، الهام بخش پائولو کوئلیو در رمان کلاسیکش کیمیاگر بود و پیمودن جاده رم، الهام بخش بریدا، داستان دختر ایرلندی جوانی که می خواست جادوگر شود.

 بریدا ناچار است میان دو سنت کهن یکی را برگزیند: سنت ماه مکتبی اسراری است که برای دست یافتن به آن، باید تمرین های دشوار و آئین های گوناگون را به کار برد.

سنت خورشید سنت هزاران ساله بشر برای دست یافتن به معرفت است و در آن تنها یک اصل حاکم است: اعتماد به شب تاریک ایمان ؛ و تنها یک تمرین وجود دارد:

 نیایش به درگاه خدا، با قلب و روح.

 بریدا باید دریابد که عطیه روحانی اش او را به حرکت در کدام یک از این دو سنت وا می دارد. به باور کوئلیو، یگانه راه کشف ماهیت راستین خویشتن، عشق است


آدم‌ها به‌ هم‌ گل‌ می‌دهند، چون‌ معنای‌ حقیقی‌ عشق‌ در گل‌ها نهفته‌ است.

 کسی‌ که‌ سعی‌ کند صاحب‌ گلی‌ شود، پژمردن‌ زیبایی‌اش‌ را هم‌ می‌بیند.

اما اگر به‌ همین‌ بسنده‌ کند که‌ گلی‌ را در دشتی‌ بنگرد، همواره‌ با او می‌ماند.

چون‌ آن‌ گل‌ با شامگاه، با غروب‌ خورشید، با بوی‌ زمین‌ خیس‌ و با ابرهای‌ افق‌ آمیخته‌ است.

http://piyaleh.blogfa.com/cat-105.aspx

قسمت هایی از قسمتهای جالب این کتاب رو گلچین کردم که می تونید روی لینک بالا کلیک کنید و مطالعه نمایید.


زن کامل 

معرفی کتب الهی قسمت دوم - لمس

نوشته: مارابل مورگان

ترجمه: پریسا علی نیا 

ناشر: انتشارات خجسته

تعداد صفحات: 192

   
             

شما هم می‎توانید یک زن کامل باشید اگر:

شوهر شما مطمئن شود که مهمترین شخص در زندگی شماست.

 تلاش کنید که شوهر‎تان خیلی بیشتر از آن چه که انتظار دارد، پیشرفت نماید.

 زندگی زناشویی را لذت بخش سازید، نه قابل تحمل.

 زندگی را دوست بدارید و به دیگران هم زندگی به بخشید.

 فرزندانی سالم، واقع بین، متکی به خود و موفق را پرورش دهید.

 هیچ زنی یک مادر خوب به دنیا نمی‎آید، مادران خوب، فرزندان مادران خوب هستند.

زن کامل، یک راه زندگی است، دیدگاهی نو درباره‎ی خودتان، همسرتان و فرزندانتان، راهی بسوی یک زندگی سعادتمندتر .

 


سجده - لمس

سجده - لمس  


 

+ نوشته شده توسط پیاله در Wed 16 Apr 2008 و ساعت 1:32 PM |

  آل یاسین - لمس

آل یاسین - لمس 

آل یاسین - لمس

آل یاسین - لمس

برای مطالعه مطالب لطفا روی لینک های زیر کلیک کنید.  

آل یاسین - لمس

برگزیده از کتاب جریان هدایت الهی

 درباره استاد

 دیدگاه‌های ایشان

 به كدامين گناه 

 بیانیه‌ها

 بخش‌هایی از سخنرانی‌ها

 گزارشات مستند

 گفت و شنود با استاد

 گنجینه‌ها

 تمثیل‌ها

 آثار توقيف شده

 کتابخانه

 نشریه

  باشگاه محققان

آل یاسین - لمس

آل یاسین - لمس

  • مقالات
  • اساتيد معنوی
  • اخبار
  • پیوندها
  • گالری تصاویر
  • فیلم
  •  

    لمس - لمس

    آل یاسین - لمس

  • امکان دانلود کتابهای معنوی (به صورت کاملاَ رایگان) و عضویت رایگان

    وجود کتابخانه و بانک اطلاعات معنوی برای کسانی که در جستجوی حقیقت اند

    و در یک کلام همه چیز و همه چیز در مورد حقیقت و آشکاری آن

    این آدرس رو همیشه بخاطر داشته باش
    :
    لمسhttp://www.yaassin.com

  • + نوشته شده توسط پیاله در Tue 15 Apr 2008 و ساعت 6:18 PM |

     چشم دلم روشن - لمس

     
    چشم دلم روشن
     پروین
     

    به نگاه من تو همان موجی که بود سرگردان

     

    دمی آسوده به دم دیگر بخروشد طوفان

     

    میروی و می آیی بی خبر از رنج من

     

    غافلی از پیمانت چشم دلم روشن

     

    قسم بر اشک سوزان که ریزم بر دامن

     

    شد از برق چشمانت چشم دلم روشن

     

    شد از برق چشمانت چشم دلم روشن

     

    منم آن ساحل که به امید تو گشایم آغوش

     

    ز چه بازآیی تو که برگیری زکنارم دامان

     

    بر تن من چون جانی گرچه کشیدی دامن

     

    چون تو بیایی گردد چشم دلم روشن

     

    پس از آن رنج حجران که روی آری بر من

     

    به بزم من مهمانی چشم دلم روشن

     

    به بزم من مهمانی چشم دلم روشن

     

     

    Cheshme Delam Rosh...

     
     
     

     

    لمس - لمس
     
    لمس چشم دلم روشن - لمس
    + نوشته شده توسط پیاله در Tue 15 Apr 2008 و ساعت 8:24 AM |
    از کلام هونام عزیـــــــــزم - لمس
    هوالحی
     
    برای او که همه چیزم شد
     
     
    او دوباره آمده است به گونه ای دیگر با کلامی تازه تر. او دوباره آمده است کنار توست و با توست. آنقدر ساده است آنقدر نزدیک است که او را نمی بینی که او را نمی شناسی.
     
     دعوتت می کند صدایت می زند چرا که صدایش زدی حضورش را آرزو کردی تا کس بی کسی ات شود همدم تنها یی ات مالک روح و قلبت که راهنمایت شود که از راه بگوید و با تو در راه همراه گردد.
     
    او را دریاب
     او تمام راهست
     خود راهست
     راهی هموار و آرامش بخش
     راهی بسوی نور تعالی
     راهی بسوی رهایی پرواز آسمان
     
     
     او دوباره آمده است کلامش آشناست گویی سالها آنرا شنیده ای زیرا او از زبان روح سخن می گوید و ارواح همه تسلیم و فرمان بردار وی اند. عالم غیب فرشتگان و جنیان طبیعت و هر چه در آن است به فرمان وی اند چرا که زبان او عشق است و کائنات زاییده عشق.
     
    همگی خالق خود را می شناسند و با زبانش آشنایند: اقراء بسم ربک الذی خلق
     
    تو می گویی خواندن نمی دانم به یادت می آورد و تو به یاد می آوری خواندن را و مشق می کنی عهد با او ماندن را ساعتی می خوانی و تنها با او می مانی کنارش می نشینی برایش می گویی نگاهت می کند به کلامت گوش می سپارد آرام می گیری آرامشی که محصول حضور اوست
     
    اما ساعتی دیگر غیری می آید دیگری از راه میرسد وسوسه ات می کند راهی دیگر نشانت می دهد مشغو لت می کند. تاریک است اما چراغهای الوان و رنگارنگ نشانت می دهد برایت قصه می گوید: شهر شهر فرنگه خوب تماشا کن اینجا دنیای رنگها و مستی هاست سر گر می های تازه و متنوع تر.
     
    مست می شوی و سر خوش سبکبال و گویی که در پرواز و در آن ذوق مستی گم می شوی در این بسیار می گردی ودر آن هیاهو صدایش را نمی شنوی حضورش را نمی بینی دوباره از یاد می بری خواندن را دوباره می شکنی عهد با او ماندن را.
     
     او می ماند. به انتظارت در پایان دنیا بر بلندای کوه نورانی . دیگر بار صدایت می زند . دیگر بار از خورشید می گوید از دنیای سادگی و نور .
     
     او می آید هر بار به هر بهانه و به هر شیوه ای و حال دوباره آمده است ترا به خود فرا می خواند دوباره آمده است کلامش را به خاطر بسپار:
     
     من آن دورم که نزدیکم همان آشنا که غیر از او کسی نمی ماند
     که غیر از او کسی ترا برای خودت نمی خواهد .
     
     
    او دوباره آمده است و از راه می گوید.
    هم قبیله؛ همسفر؛ همراه؛ این تنها راه است راه من؛ راه تو؛ راه خدا
     
    می خواهی همراهم باشی
     
    تو هم راهم باش
     


    لمس - لمس

    لمس

     این متن پیامی ست از هونام عزیزم

    می تونید وبلاگهای استاد رو در پیوند های روزانه پیدا کنید.

    + نوشته شده توسط پیاله در Mon 14 Apr 2008 و ساعت 5:14 PM |

     پیاله و سوشیانت - لمس

     

    سالها انتظار کشیدم ندانستم تنها فاصله در میان: همان انتظار است

    سالها به دنبالت گشتمو ندانستم با گشتن نمی توان تو را پیدا کرد  

    در روز نمی توان روز را پیدا کرد به سادگی هست

    پیدا را نمی توان پیدا کرد به سادگی هست

    سالها به دنبال خوبی ها دویدم برای رضای تو

    ندانستم خوبی زمانی خوبه که برای خوبی باشه نه حتی برای رضای تو

    چراکه رضای تو در این است که خوبی را بپذیرم برای خود خوبی؛ نه حتی به عنوان وسیله ای برای بدست آوردن رضای تو

    سالها به دنبال فرار از بدی ها بودم برای رضای تو؛ ندانستم رضای تو در پذیرفتن بدی هاست نه در فرار از آنها

    حقیقت را بپذیر حقیقت ترا آزاد خواهد کرد

    سالها به دنبال رضای تو بودم ندانستم رضای تو در رضای منست

    چراکه باید تمام مخلوقاتت را به یک اندازه بپذیرم تا تو از من راضی باشی

    و همچنین :

    غم را مثل شادی

    شکست را مثل پیروزی

    بدی را مثل خوبی

    ( در مورد این مورد آخر: پست قبلی رو مطالعه کنید. مرسی )

    چراکه غم را نهایتاً خواهی پذیرفت و به شادی وارد خواهی شد

    چرا از همان لحظه اول نپذیری تا سریعتر از غم خارج شده به شادی وارد شوی

    فاصله بین دو شادی را غم می گویم

     می توان این فاصله را هرچه سریعتر با پذیرش پاک کرد

    با پذیرش بدی ست که از بدی در آمده به خوبی منتقل می شوی

    ( تنها راهی که میشه از بدی ها به خوبی منتقل شد پذیرش آنهاست نه مقاومت در مقابل آنها

     وقتی چیزی رو می پذیرید دیگه قدرتش رو ازش می گیرید

     مثلاً یک معتاد تا خودش معتاد بودنش رو قبول نداشته باشه نمی تونه از شرّش راحت بشه )

    بهرحال روزی مجبور می شوی شکست را بپذیری ؛ چرا تا آن لحظه رنج بکشی

    این شکستی بزرگتر از شکست توست

    مرگ لحظات است

    مریضی و سستی تن است

    حقیقت را در لحظه بپذیر حقیقت ترا آزاد خواهد کرد

    پذیرش حقیقت به تو درسها خواهد داد ؛ لحظات ترا یاری می دهند برای پیروزی

    سالها بدنبال رضای تو بودم ندانستم رضای تو در رضای منست

    پذیرش کلید رضای توست

    حال که این را می دانم ؛ پذیرش را نمی خواهم برای رضای تو ، که فقط برای خود پذیرش

    چراکه می دانم رضای تو در این است که حتی برای بدست آوردن رضای توهم کاری نکنم و هرک