تبليغاتX
لمس

پاکسازیِ بدَن - لمس

 

يکی از استادانِ بزرگ گفته است:
 
 آن چيزی را که آتش نمی تواند بسوزاند

تير و کمان نمی تواند به آن صدمه ای بزند و سوراخش کند
 
 و هيچ شمشيری نمی تواند آن را ببرد

 در درون ماست

آگاه شدن از آن چيز و به دور انداختن هويت از بدنمان

يعنی به دور انداختن اين تصور که ما بدنمان هستيم

يعنی تجربه کردن روح

اما برای به دور انداختن هويت بدن

بايد کار خاصی انجام دهيم

بايد ياد بگيريم که چگونه می توان اين کار را کرد

هرچه بدنمان پاک تر باشد

به دور انداختن هويت از آن آسانتر خواهد بود

هر چه بدن پاکتر باشد زودتر می توانيم از اين موضوع آگاه شويم که
 
 ما بدنمان نيستيم

به همين دليل منزه کردن بدن پايه کار است

و بدون بدن بودن ثمره آن

حال چگونه می توانيم ياد بگيريم که ما
 
بدنمان نيستيم؟

فقط بايد تجربه اش کنيم

 اگرايستاده ايم، نشسته ايم، خوابيده ايم و يا بيدار هستيم
 
بايد سعی کنيم که اين مسئله را به ياد بياوريم

اگر ذره ای توجه و آگاهی به اعمال بدنمان داشته باشيم
 
اولين قدم را برداشته ايم

وقتی در جاده ای قدم می زنيد، عميقاٌ به درون خود نگاه کنيد

خواهيد ديد که در درون شما شخصی وجود دارد که قدم نمی زند

شما خودتان قدم می زنيد، دستها و پاها يتان تکان می خورد، ولی

 چيزی در درونتان هست که نه تنها قدم نمی زند
 
 بلکه شاهد قدم زدن شما هم هست

اگر پاهايتان يا دستانتان درد می کند

با آگاهی به درون خود توجه کنيد

آيا درون شما هم درد می کند؟

يا اينکه بدنتان درد می کند و شما با آن درد خودتان را شناسايی می کنيد؟

متوجه خواهيد شد که چيزی در درون شما

بدون اينکه دردی داشته باشد

تنها نظاره گر اين درد خواهد بود

وقتی که شما گرسنه ايد، با آگاهی، به اين گرسنگی نگاه کنيد

آيا شما گرسنه ايد يا بدنتان گرسنه است؟

وقتی هم که خوشحال هستيد به اين نکته توجه کنيد

که اين خوشحالی کجا اتفاق می افتد

خوب است دقت داشته باشيم که حوادثی که

در زندگی ما رخ می دهند در کجا اتفاق می افتند

آيا برای ما اتفاق می افتند و يا اينکه ما فقط شاهد و نظاره گريم

هويت دادن در ما به صورت يک عادت قوی در آمده است

حتی ممکن است وقتی به يک فيلم نگاه کنيم

شروع کنيم به گريه کردن و يا بخنديم

 وقتی هم که چراغهای سينما روشن می شود
 
 پنهانی اشکهايمان را پاک می کنيم

 تا کسی متوجه نشود ما گريه می کنيم

چون خودمان را با اين فيلم شناسايی می کنيم

ما معمولاٌ خودمان را با قهرمان آن فيلم شناسايی می کنيم

ممکن است حادثه اسفناکی برای قهرمان فيلم رخ بدهد

و ما خود را با درد آن شخص يکی می دانيم و شروع می کنيم به گريه کردن
 
يکی دانستن مساوی است با هويت دادن

ذهنی که می انديشد:
 
( تمام چيزهايی که در بدنش اتفاق می افتند واقعاَ برای او رخ داده اند)

هميشه در درد و رنج خواهد بود.

فقط يک دليل برای تمام رنجهای ما وجود دارد

و آن هويت دادن و شناسايی کردن خودمان با بدن است

همچنين يک دليل برای خوشحالی وجود دارد

و آن هنگامی است که ما ديگر خودمان را با بدنمان شناسايی نکنيم

حتماَ لازم است که هميشه بدنمان را مشاهده کنيم

شبها وقتی به بستر می رويم بايد از اين نکته آگاه شويم که

 اين بدنمان است که به خواب رفته است نه خود ما

بنابر اين ما نيستيم که خوابيده ايم بلکه تنها بدنمان به خواب رفته است

يا برای مثال به هنگام غذا خوردن ويا لباس پوشيدن
 
و یا هنگامی که کسی شما را اذيت می کند اگر آگاهانه بنگريد

قادر خواهيد بود که ببينيد اين فقط بدن شماست که اذيت می شود نه خودتان

به اين طريق در يک مقطع زمانی با توجه دائمی

يک انفجار درونی را حس خواهيد کرد

که تمام هويت بدنتان را می شکند

آيا می دانيد که وقتی خوابيده ايد و خواب می بينيد ديگر از بدنتان آگاه نيستيد

و زمانی که به خواب عميق فرو رفته ايد

به هيچ وجه بدنتان را حس نمی کنيد

و ديگر صورتِ خود را به خاطر نمی آوريد؟

هر چه عميق تر به درونتان فرو برويد بيشتر بدنتان را فراموش خواهيد کرد

وقتی شروع به برگشتن به سطح ميکنيد آرام آرام
 
هويتِ بدنتان برمی گردد

در صبح هنگامی که ناگهان از خواب برمی خيزيد

به درون خود نگاه کنيد

به وضوح خواهيد ديد که هويت بدنتان هم بيدار می شود

وقتی که اين تمرينات را برای چند بار تجربه کنيد
 
پس از آن هر زمانی که صحبت کنيد، راه برويد
 
و يا هر کار ديگری انجام دهيد، قادريد تا
 
تشخيص دهيد که شما بدنتان نيستيد
 
ما اين مرحله را مرحلهء بدون بدن می ناميم
 
هر کسی که خودش را اينگونه بشناسد
 
بدون بدن می شود
 
اگر اين کار را در تمام مدت روز يعنی
 
به هنگام نشستن، بلند شدن، راه رفتن و حرف زدن انجام دهيد
 
 يعنی به اين نکته توجه کنيد که شما بدنتان نيستيد
 
در اين هنگام بدن تنها يک خلأ خواهد بود
 
درک اين مطلب که ما بدنمان نيستيم به سختي اتفاق می افتد

و هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست
 
در آن هنگام تغييرات زيادی در زندگيتان آغاز خواهد شد

چون تمامی رفتارهای ناآگاهانه بشر به بدن او برمی گردد
 
اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند
 
ديگر هيچ کار اشتباهی نميتواند انجام دهد

اگر ما آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم

ديگر هيچ امکانی برای زجر کشيدن و ناراحتی در زندگی وجود نخواهد داشت
 
مثلاً اگر کسی با چاقو به پشت ما بزند اين شخص فقط  بدن ما را بريده است
 
 و ما آگاهيم که به ما هيچ صدمه ای نخورده است
 
 و وجودمان دست نخورده باقی مانده

در اين هنگام زندگی ما پر از صلح و امنیت خواهد شد
 
هيچ حادثهء خارجی نميتواند بر ما تأثير بگذارد
 
چون تأثير اين نوع اتفاقات فقط بر روی بدن خواهند بود
 
امّا ما فکر ميکنيم و به اشتباه هم فکر می کنيم که
 
هر چيز بيرونی ميتواند بر ما تأثير بگذارد
 
به همين دليل است که زجر می کشيم
 
 و احساس درد و رنج می کنيم
 
اين اولين مرحلهء تعاليم روحانی است که بايد بياموزيم
 
و آن رها شدن از بدنمان است
 
مرحلهء سختی نيست و با کمی سعی و کوشش می توانيم آنرا يادبگيريم
 

 

Osho Osho Osho Osho Osho Osho
 
 
 
 
 
 
 

لمس - لمس
 
لمس - لمس
 
+ نوشته شده توسط پیاله در Wed 24 Oct 2007 و ساعت 2:40 AM |