یک چوپان همیشه شانسِ خود را با گرگ و بیابان می آزماید
و همین موجبِ هیجانِ زندگیش می شود
چوپانها به گوسفندانِ شان وابسته می شوند
***
اگر یک زمان آنها را رها می کرد ناراحت می شدند
فکر کرد اینجا من میانِ گنج و گوسفندانم مانده ام
***
باید بینِ چیزی که به آن عادت کرده بود
و چیزی که می خواست
یکی را انتخاب می کرد
***
پسر از آزادیِ باد دچارِ حسادت شد
و دید که خودِ اوهم می تواند به همین اندازه آزاد باشد
هیچ چیز جز خودش مانع نبود
گوسفندان ، دخترِ تاجر و مراتع، فقط در مسیرِ سرنوشتِ او مثلِ پله بودند
هنگامی که شانس به ما نزدیک می شود ماهم باید از آن بهره بگیریم
همچنان که او می خواهد به ما کمک کند ماهم باید به او کمک کنیم
ملک صدیق به اوگفته بود
همیشه باید بدانی که چه می خواهی
هرلطفی که ندیده گرفته شود نوعی کفران است
***
حالا که از خوبیِ امکاناتم خبر دارم بیشتر از گذشته
احساسِ ناراختی می کنم
زیرا حالا میدانم چه کارهایی را میتوانم ولی نمی خواهم انجام دهم
به دلت گوش بده همه چیز را می داند
زیرا از روحِ جهان است و روزی هم به آن باز می گردد
هرگز توانِ فرار از دلت را نداری
پس بهتر است به آنچه می گوید گوش دهی
با این کار هرگز مجبور نیستی از یک ضربهء ناخواسته در هراس باشی
گرچه گاهی شکایت می کنم علتش این است که من قلبِ یک انسانم
و قلبِ مردم چنین است مردم از دنبال کردنِ رؤیاهای خود می ترسند
زیرا احساس می کنند شایستهء آن یا قادر به رسیدن به آنها نیستند
***
ما قلبها از فکرِ دوستداشتن درهراسیم
می ترسیم که برای همیشه از دست برود
یا از لحظاتی که می تواند خوب باشد ولی خوب نیست
و یا از گنجهای که ممکن است پیدا شوند ولی
تا ابد در زیرِ شِن ها پنهان می مانند
زیرا وقتی چنین چیزهای اتفاق می افتد
ما به طورِ وحشتناکی رنج می بریم
به دلت بگو ترس از رنج از خودِ رنج بدتر است
و هیچ دلی هنگامِ جستجوی رؤیاهایش رنج نخواهد برد
زیرا هرثانیهء جستجو برخوردِ دومی با خدا و ابدیت است
هرچه بخواهید انجام دهید وقتی واقعاً آن را خواسته باشید
آرزوی شما در روحِ کیهانی ریشه می گیرد
و آن مأموریتِ شما در روی زمین است
***
روحِ جهان هم ازشادیِ مردم تغذیه می کند
و هم از غم و غبطه و حسادتِ آنها
***
شناختِ سرنوشت تنها تعهدِ فرد است
سرنوشتِ هر فرد همان چیزیست که همیشه می خواسته انجام دهد
هنگامی که خواسته ای دارید تمامِ کیهان برای کمک به
برآورده شدنِ آن آرزوی شما باهم همکاری می کنند
قلبِ ما مردم کمتر دربارهء گنج ها سخن می گوید
زیرا مردم دیگر در جستجوی گنج نیستند
ما از آنها فقط با کودکان صحبت می کنیم
***
اغلبِ مردم جهان را مکانی تهدید آمیز می دانند
و چون چنین می اندیشند جهان هم بی شک
با آنها چنین رفتار خواهد کرد
دنیا فقط جنبهء دیدنی خدا ست
کاری که کیمیاگر می کند تکاملِ معنوی را
با سطحِ مادی برخورد می دهد
او در گرد بادِ حوادث محکم و پا برجاست
پائولو کوئلیو نوشته شده توسط پیاله
گلچینی از کتاب زیبای کیمیاگر
یک سایت از داستانها و نوشته های پائولو کوئیلو اینجا کلیک کنید


